حرفهای زندگی

مطالب گوناگون ومتنوع وحرفهای خودمانی

حرفهای زندگی

مینا
حرفهای زندگی مطالب گوناگون ومتنوع وحرفهای خودمانی

اسفند ماه

امروز شنبه است شيفت كاريمون بعدازظهره اينترنتمون همقراردادش تمومشد وداره قطع ميشه، بعدازظهر هم قراره بچه ها را ببريم كتابخونه ، به اين بهونه من هم عضو كتابخانه شدم سه تا كتاب گرفتم وخوندم ، هرهفته ه كتاب بعدي را مي گيرم، جالبه كتابخانه 5 تا كتاب به اعضاش امانت ميده ، عيد هم شايد بريم مشهد فعلا معلوم نيست اسفند ماه ماه خوبي بود از نظر مالي، قرعه كشي كه با همكارا داشتيم به اسمم در اومد،،وامصندوق تعاون اداره همنوبتم شد، وام مهر هم بالاخره بعد از چند ماه نوبتم شد، داشتم فكر مي كردمماها شمه اقتصادي خوبي نداريم .



تاريخ : شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ | 10:52 | نویسنده : مینا |

روزهای 93با شتاب به پایان می رسند باید از سال 93 هم خداحافظی کنیم سال بسیار خوبی بود من احساس می کنم ازسال 80به بعد همه سالها با شتاب به پایان می رسند سال خوبی برای من بود .



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 17:27 | نویسنده : مینا |

بعضی وقتها شاید حرفهایمان برای خودمان اثر ندارد اما دیگران را از خواب بیدار می کند وآنها را هدایت می کند آدمها شاید از دور راحت می توانند قضاوت وصحبت کنند وبر زندگی دیگران اثر گذار باشند.....



تاريخ : دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 22:27 | نویسنده : مینا |

پنج شنبه امتحان کپتی ویت داشتم امتحان دادم راحت بود مجید چهارشنبه رفته جنوب بچه ها را بردن شلمچه



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 21:19 | نویسنده : مینا |

بعضی وقتها بعضی ضرب المثلها را باید باطلا نوشت  ماجرا برمی گرده به تابستون که برای دوره کاری چند روزه رفتیم شمال که همان تو روز دوم به ما دو کتاب دادن وفرداش هم امتحان گرفتن از صبح تا شب هم کلاس بودیم وقت خوندن هم نداشتیم اسمها را که روز امتحان خوندن برای ورود به سالن نام خانوادگی منواشتباه تنوشته بودن ولی از اسمم حدس زدم خودم باشم رفتیم جلسه از 6 نفری که همه از یه استان بودیم جدا افتادم اونا با همکاری ومشورت هم امتحان دادن حالا که نتایج اومده همشون قبول شدن فقط من قبول نشدم آدم که ازجمع جدا باشه همین میشه حالا رفتم کارت اینترنتی گرفتم یه روز از گارم که شدم صبح هم بلیط اتوبوس گرفتم صبح زود هم رفتم چقدر معطل شدم تازه گفتن یه مرحله دیگه هم مونده که امتحان بدم اگه با جمع بودم الان بدون زحمت قبول شده بودم.



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 21:14 | نویسنده : مینا |

روز امور تربتی پیشاپیش مبارک

8 اسفند روز امور تربیته که به همین مناسبت پیشاپیش جشن گرفته بودن رفتیم سالن سپاه سخنرانی آقای سالمی،سرود،سخنرانی آقای خلج در مورد تربیت بود .



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 21:10 | نویسنده : مینا |

کلاس

فردا امتحان کپتی ویت داریم چند روز رفتیم دوره استاد هم خودش وارد نبود مجبور شد آخرش فیلم آموزشی که از اینترنت گرفته بهمون بده فقط از مغازش تعریف کرد بهم مالید ورفت.



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 21:8 | نویسنده : مینا |

قصه زندگی

پارسال بهمن ماه بود که خانم موسیوند که آدم دست به خیری زنگ زد گفت موردی هست با این مشخصات من هم جدی نگرفتم اما جدی جدی شد و 5 الی 6 بار از بهمن تا فروردین ماه طول کشید که اومد من داشتم این قضیه را برا یکی از همکارا که تعریف می کردم که یکی ازهمکاران که مدیر شیفت مخالف ما بود و معاون اجرایی ما هم شده بود دختری که لاغر با چشمهای رنگی که بعدها اتفاقا باهم هم کلام شدیم و وقتی شنید خواستگار هست گفت خوش به حالت توشون مهندس هم هست؟ بعد وقتی شنید چند تا مورد هم هست موندم بین انتخاب یه حالتی حسرت نگاه کرد گفت اگه مورد خوب باشه حتما می رم بعد از گدشته هاش تعریف کرد تا اینکه گذت تو شهریور یکی براش اومد اتفاقا مهندس هم بود تو مهر ماه عقد کردند دیروز هم عروسیش بود بعضی وقتها باید از فرصت استفاده کرد یکی شاید هزار تا مورد بیاد وهمچنان مجرد باشه اما یکی با یه مورد ازدواج می کنه.



تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ | 17:30 | نویسنده : مینا |

یکی از اون جمعه ها

امروز جمعه است اول اسفند ،باورتون میشه اول اسفند به همین سرعت عمرمون داره می گذره فردا شنبه قراره بچه ها را اردو قم ببریمامروز هوا ابری وبارانیه وجمعه ها خود به ود دلگیره که ابری بودنش هم به اون دلگیری اشافه شده.



تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ | 16:49 | نویسنده : مینا |

این روزها

این چند روز هم همش به خودم می گفتم خوبه امسال سرما نخوردم البته هرچند زمستون امسال بیشتر شبیه هوای بهاریه خودم خودمو چشم زدم سرما خوردم در حد اعلی ، البته به شیوه سنتی وخونگی خود درمانی می کنم بدون قرص تقریبا هم جواب داده ، صبحها مدرسه ایم وبعدازظهر ها هم کلاس داریم ، شبها هم که سریالها مردمو پای تلویزیون نشونده ، فوتبال هم نگاه می کردیم اون هم باختیم وتموم شد راستی ما عادت کردیم به این ضد حال زدن تیم  ملی وبعدش دنبال مقصر گشتن و بازیکن تیم عراقو  دوپینگی جلوه  بدیم و کارشناس بیاریم چند روز سر این موضوع بحث کنیم ما هنوز درس عبرت از باختهامون نگرفتیم،خوب الحمدلله ، فرداهم جشن تولد امام حسن عسگری داریم اقمه را باید حاضری بدیم خورد بچه ها شعر وسرود ومطلب دربیاریم بدیم بخونند البته از روش هم اشتباه می خونند واعصاب خرد کنن، پری روز هم بچه ها را شنا بردیم بهشون خوش گذشت ......



تاريخ : سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 17:10 | نویسنده : مینا |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.